

روانشناسی نشان میدهد که وقتی مغز در حالت روزمرگی قرار میگیرد، توجه ما کاهش یافته و بسیاری از محرکهای اطراف حتی دیده نمیشوند.
تبلیغات محیطی، با طراحی خلاقانه و استفاده از رنگ، شکل و حرکت، میتواند این چرخه ذهنی را مختل کند و توجه ما را به خود جلب کند.
به عبارت دیگر، این محرکها به مغز ما لحظهای «تازگی» میدهند و باعث فعال شدن مدارهای حسی و شناختی میشوند که معمولاً در حالت روزمرگی کمکارند.
تحقیقات نشان داده است که تجربه کوتاه اما مثبت یک تبلیغ محیطی، میتواند حالت روحی فرد را بهبود دهد و حتی تمایل او به تعامل با برند را افزایش دهد.
این اثر روانشناسی ساده اما قوی، نشان میدهد که تبلیغات محیطی تنها ابزار بازاریابی نیست، بلکه عاملی برای شکستن یکنواختی ذهنی و ایجاد لحظات خوشایند در زندگی شهری است.